تبلیغات
نورالزهرا ( س ) - اگر به خدا ایمان داریم ، اسفل سافلین چیست؟
نورالزهرا ( س )

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : مجید جعفری

آخرین پست ها

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اگر به خدا ایمان داریم ، اسفل سافلین چیست؟

اگر به خدا ایمان داریم ، اسفل سافلین چیست؟

خداوند انسان را در احسن تقویم خلق کرد و آنرا در شرایط اسفل سافلین قرار داد، اما چرا؟ آیا از اول قرار بود چنین ماجرایی جاری گردد؟ اصلاً شرایط اسفل سافلین چیست؟ مقوله ای مثبت است یا مقوله ای منفی؟ ارتباط این شرایط با نطفه هستی یعنی انسان چیست؟


خداوند در سوره تین می فرماید:« لَقَد خَلَقنَا الاِنسانَ فی اَحسَنِ تَقویم* ثُمَّ رَدَدناهُ اَسفَلَ سافلین ». بین خلقت انسان در احسن تقویم و قرار گرفتن در شرایط اسفل سافلین یک سیر زمانی قرار دارد که خداوند در واژه « ثُمَّ » آنرا مطرح می کند یعنی یک سری ماجراهایی اتفاق افتاد که ثمره آن رقم خوردن ماجراهای دیگر است . یعنی در واقع قرار گرفتن انسان به عنوان نطفه هستی در شرایط اسفل سافلین یکی از متشابهات مُلک الهی است که به رفتارهای بنی آدم وابسته است.

خداوند ، انسان یعنی نطفه هستی را در شرایط احسن تقویم خلق کرد و در بهشت یعنی بهترین شرایطی که برای رشد و نمو این نطفه لازم است ساکن کرد اما یک ناجوری در مُلک الهی و در سیر صحنه های مُلک خودش را نشان داده است به نام ابلیس (لع) . این ناجوری ، آفت این نطفه و دشمن آن است. این ناجوری دشمنی اش را آشکار می کند و تهدیداتش را نشان می دهد و شروع به عملی کردن آن می نماید ، اما خداوند چه می کند؟ قیمتی ترین مقوله هستی، هسته یا نطفه آن است که حیات هستی به آن وابسته است و تمام هستی به آن قائم است ؛ خداوند این مقوله قیمتی را می خواهد از دستبرد این آفت در امان بدارد تا مُلک الهی از این آفت پاکسازی شود. لذا انسان را می آورد در شرایط خشنی که به طور بالقوه رشد نطفه در آن میسر نیست مگر یک ماجرای دیگری به وقوع بپیوندد. به همین دلیل اسفل سافلین را لیلِ دنیا هم می نامند، جایی که ثباتی در قوانین آن وجود دارد. مثلاً در بعد زمان و بعد مکان.

نکته قابل توجه این است که اسفل سافلین مکان سکون و مکان ابدی این نطفه نیست. یعنی این نطفه نباید اسیر این ماجرا باشد. اسفل سافلین شرایطی برای دور ماندن از دستبرد شیاطین است یعنی یک توقفگاه کوتاه؛ نه شرایطی برای توقف رشد نطفه. خداوند در ادامه این آیات می فرماید: «اِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلوالصالِحاتِ فَلَهُم اَجرٌ غَیرُ مَمنون ». فقط کسانی که اهل ایمان و عمل صالح اسیر اسفل سافلین نمی شوند یعنی رشدشان متوقف نمی شود . اما ایمان به چه کسی یا چه چیزی که ثمره آن عمل صالح است. اصلا عمل صالح چیست؟ چگونه است که اهل ایمان و عمل صالح اسیر این ماجرا نمی شوند.

برای رشد نطفه شرایطی باید مهیا باشد و این شرایط تنها با ایمان به انبیاء و رسل(ع) مهیا می گردد و هیچ راه دیگری ندارد. می دانید نیاز های این نطفه چیست؟ از ماجرای بهشت آدم(ع) باید درس گرفت. این بهشت شرایط أحسنه رشد نطفه بود و در عین حال بهشت صفات بود. پس نیازهای نطفه را برای رشد با واژه صفات مطرح کنیم. آن کدام صفت است که زمانی که انسان در معرض آن قرار بگیرد در معرض همه صفات یکجا قرار می گیرد؟ آن صفت صالحیت است. از دورن این صفت است که بهشت ظهور می جوشد و خود این صفت از درون وجود انبیاء و رسل(ع) می جوشد. تنها راه بهره بردن از انبیاء و رسل(ع) هم اعتقاداتی از جنس ایمان است هر چه جنس ایمان بالاتر باشد بهره بردن از ای بزرگواران بیشتر و گواراتر است. اگر صالحیت در وجود شخصی جاری شود به این معناست که نطفه رشدش را آغاز کرده و به شدت دارد فضای پیرامونش را تحت تأثیر قرار می دهد.

از ماجرای طوفان نوح(ع) درس بگیریم!!! خداوند در این ماجرا به نوح (ع) فرمود که ظالمین به این کشتی راه ندارند. اما تاکنون از خودمان پرسیده ایم چرا نوح(ع) آن پسر را دعوت می کند که وارد کشتی بشود؟ آن پسر ظالم نبود. اما چرا نتوانست وارد کشتی شود؟ زیرا اهل عمل صالح نبود. اما طور دیگری بگوییم آنجا برای سوار شدن به کشتی و با نوح(ع) همراه شدن چه درجه ای از ایمان به ناخدای کشتی یعنی نوح(ع) نیاز بود که او نداشت؟ ما بسیار محتاج رسولان(ع) هستیم!!!!

در بحث صفات ماجرا از ایمانیات شروع می شود و با این ایمانیات جاذبه حب عظیمی بر او جاری می شود و این حب وجودش را می گدازد و پرداخت می کند و در این حال است که شخص مصطفی می شود یعنی ظرفی قابل که تحت جاذبه حب مقولات و صفات عوالمی به سمت او سبقت می گیرند. در «اصطفی» انسان القاء کلمات می شود و نعمات عوالمی به او عطا می شود اما در عطا ریشه صفت مطرح نیست. اگر شخص به آن اصطفی بها بدهد و درجات بالاتری از حب بر وجودش جاری می شود آنچنان که وجودش را چون سفینه ای بالا می کشاند سفینه که نه تنها خودش بلکه اطرافیانش را نیز بالا می کشاند. همان گونه که کاروانیان حسینی(ص) اینگونه بودند و اینگونه به اعلی علیین کشیده شدند. در اجتبی صحبت از ایتاء نعمات است و ابتلای به کلمات یعنی ریشه صفات به مجتبی داده می شود.

آن صفات و نعماتی که از درون مصطفی می جوشد همگی از چشمه وجود مجتبی جاری می گردد.