تبلیغات
نورالزهرا ( س ) - درد دل با امام زمان ( عج )
نورالزهرا ( س )

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : مجید جعفری

آخرین پست ها

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

درد دل با امام زمان ( عج )

بسم اللّه الرحمن الرحیم


اماما، عاشق توییم و دوستدار دوستاران تو و خاك پاى منتظران تو، اما فسوسا كه خود، خانه دل را براى انتظار تو مهیا نساخته ایم .
اماما، با مژگان نروبیده ایم گرد راه را، با اشك ، نشسته ایم غبار دل را.
اماما، نروبیده ایم غبار گناه از دل ، اما عاشقیم ، نمى دانیم این عشق سوزان ، در كجاى جانمان جاى گرفته كه بى تابمان كرده .
اماما، شرمنده ایم كه خانه دل را براى حكمرانى تو، پاك نساخته ایم .
اماما، از كاروان عاشقان تو، عقب مانده ایم . مركب راهوار نداریم كه به این كاروان شورانگیز، دست یابیم .
اماما، راه ، پیچاپیچ است و پر از گردنه هاى هراس انگیز، ما، بى پا افزار و توشه ، سرگردان .
اماما، خمینى آمد و گزید و برد و ما پس مانده ها و وازده ها، ترسیم كه هیچگاه به آن آستان جلال راه نیابیم و غبار شویم و در هوا معلق و سرگردان ، نه آرامشى ، نه قرارى ، نه پناهى و نه منزلى .
اماما، بیم آن را داریم در عمق شب ، گم شویم و گرفتار رهزنان .
اماما، مى دانیم كه خود، خود را به وادى هول انگیز بلا افكنده ایم ، اما هنوز، كورسویى از چراغ عشق ، در جانمان سو سو مى زند.




اماما، دریا آشنایان ، به عمق دریاى عشق فرو رفتند و ما در ساحل مانده ایم ، نه چشمى كه آن همه زیبایى را ببینیم و نه انسى با امواج كه با آنها در آمیزیم و نه پرتوى از عشق كه به جان حقیقت راه یابیم .
اماما، عشق ، رخى نمود و جلوه اى كرد، ولى ما سرگرم بودیم و از شربت گواراى عشق ، ما را بهره اى نرسد.

اماما، نسیم عشق وزید و ما در غفلت بودیم ، اینكه بى نصیبى از نسیم عشق ، چگونه از این بیابان آتشناك رهایى یابیم و جانهاى پژمرده خود را با نسیم دل انگیز صبح ، شاداب كنیم .
اماما، راه دشوار است و رهزن ، بسیار و عجبا همه در لباس مهر و محبت و راهنما و دل مى سوزانند و به نرمى و گرمى ، راه مى بندند كه ما راه مى نمایانیم .
اماما، بوجهل ها، بسیار شده اند. همانان كه تا دیروز خسى بودند و اسیر باد، امام اینك كه با پایمردى روح خدا، پایبند شدند و استقرار یافتند، به خود مى خوانند.
اماما، ((بولهب ))ها نیز بسیار شده اند. لهیب كینه هاشان ، سركش است و سوزنده . توان دیدن هیچ زیبایى را ندارند، دوست دارند، همه چیز را خاكستر ببینند.
اماما، ((حمالة الحطب ))ها، روزان و شبان ، هیزم كشى مى كنند، تا آتشهاى كینه ها را بگیرانند و همیشه آنها را سوزنده و سركش نگهدارند.
اماما، رسوایان و ناخالصان رانده شده ، ناصافان تصفیه شده ، دوچهرگان نقاب افكنده شده ، مرتجعان زمین گیر شده ، كژاندیشان تارانده شده و... در بیغوله ها و تاریك خانه ها پناه گرفته اند و در كار غیبت مردان حاضر در صحنه هاى كارند و جهاد و به سخره گرفتن مردان راسخ در دین .
اماما، فسونگران ، گروه گروه در ویرانه ها گردهم آمده اند و بر گرهها مى دمند، تا گره در كار زمینه سازان انقلاب جهانى تو اندازند و سرعت این حركت مقدس را كند كنند.
اماما، خدعه ها و ترفندها بسیار به كار بستند و مى بندند تا عاشقان تو را از راهى كه برگزیده اند، باز دارند و نگذارند نور حق ، جلوه كند.
اماما، با این همه ، عشق به تو، چنان سوزان است و حركت آفرین كه در جلو راه مردان و زنانى كه به عشق تو مى زیند، هیچ مانعى و هیچ بازدارنده اى ، تاب مقاومت ندارد، همه ، مى سوزند و بر باد مى روند.
اماما، تا پیش از طلوع خورشید 57، تصویر روشنى از حركت جهانى تو نداشتیم كه چگونه میلیونها انسان ، سر بر آستان تو مى سایند و به امر تو عاشقانه سر مى دهند و جگر گوشه هاى خود را تقدیم مى دارند، در تو ذوب مى شوند و بسان پولاد، مقاومند، صخره وش جلوى دشمن تو صف مى بندند، زمین زیر گامهایشان ، به لرزه درمى آید، در عین حال چهره هاى آرامى دارند و لبهاى خندان و دستان یتیم نواز و قلبهاى پر از مهر و صفا.
اما، در فجر 57 و پس از طلوع خورشید گرمابخش در بهمن سرد، به بهار خرم و شاد، كه همه آلاله ها در پاى تو مى ریزند، همه گلهاى سرخ سرخ بر تو لبخند مى زنند، همه مرغان نغمه خوان به عشق تو مى سرایند، همه چشمه ها، به عشق تو مى جوشند، گل و گیاه به عشق تو جان مى گیرند و طراوت و شادابى مى یابند، ایمان آوردیم .
ایمان آوردیم كه ((دجال ))ها رسوا مى شوند.
ایمان آوردیم كه ((سفیانى ))ها سر به نیست مى شوند.
ایمان آوردیم كه فریاد تو، نداى حیات بخش نو، مهرورزیهاى تو، كران تا به كران را در خواهد نوردید و فوج فوج ، به سوى تو خواهند آمد و تو را چو نگینى در آغوش خواهند گرفت .
اماما، نسیمى از بوستان عشق تو، در این ملك وزید، حیات آفرید، مردگان را زنده كرد و شورى عظیم انگیخت ، اگر خدا لطف كند و تو از پرده به درآیى و پا در این ملك گذارى و آن نسیم دل انگیز، شبان و روزان بوزد، چه خواهد شد؟ آیا مرگ هم معنى خواهد داشت ؟ یا همه چیز و همه كس ‍ به آب حیات دست خواهند یافت و رقصان و پاى كوبان به سوى وادى ایمن ، وادى بى خزان ، وادى بى مرگ ، ره خواهند سپرد و در آن سرزمین بى گزند، جاودانه خواهند زیست .
اماما، به عشق تو، صفحه صفحه این صحیفه را نگاشته ایم و با اشك فراق تو آن را آراسته ایم ، امید آن داریم كه به جمع ما، از سر مهر نظر افكنى و در هنگامه ها راهمان بنمایى .