تبلیغات
نورالزهرا ( س ) - معرفت امام زمان ( عج ) قسمت پنجم
نورالزهرا ( س )

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : مجید جعفری

آخرین پست ها

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

معرفت امام زمان ( عج ) قسمت پنجم

می‌گوئیم: نه، زیرا با این میزان از معرفت، دیر و زود شدن ماجرای ظهور برای او مطرح است و بسیار هم تفاوت می‌کند، لذا این میزان از معرفت، مد نظر نیست. خداوند در سوره یوسف آیه 62 می‌فرماید: وَ قالَ لِفِتْیانِهِ اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ فی رِحالِهِمْ لَعَلَّهُمْ یَعْرِفُونَها إِذَا انْقَلَبُوا إِلی أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ یوسف به خادمانش می‌فرماید: این کالا (اموال متعلق به برادرانم) را در بارهای برادرانم بگذارید. شاید زمانی که به خانه خود رسیدند و بارها را باز ‌کردند با دیدن این اموالشان معرفت پیدا کنند.

در اینجا می‌فرماید: لَعَلَّهُمْ یَعْرِفُونَها نمی‌فرماید: لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَها اینکه آنها متوجه شوند که اموالشان درون بارهایشان است، زیاد مطرح نیست، اگر این مطرح بود، گفته می‌شد: لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَها . بلکه منظور یوسف(ع) مفهومی فراتر از این بود. منظور یوسف(ع) این بود که آنها فکر کنند و ببینند که اموالشان را که برای خرید گندم داده بودند، در بارشان چه کار می‌کند؟ به چه علت این اموال در بارشان قرار داده شده است؟ آیا اشتباهی شده است؟ می‌بینیم در اینجا علاوه بر علم، صحبت از "تفکر" است، صحبت از "تعقل" است، صحبت از "نتیجه گیری" است. یوسف(ع) امیداوار است که برادرانش و یا "عاقلی" در میان آن جمع باشد و این مطلب را متوجه شود و جالب است! هر دفعه که یوسف(ع) نشانه‌ای برای "معرفت" قرار می‌دهد، فقط و فقط یعقوب(ع) آن معرفت را متوجه می‌شود و نتیجة آن چند بار جریان معرفت از جانب یوسف(ع)، این بود که یعقوب(ع) می‌فرماید: یا بنی اذهبوا فتحسسوا من یوسف و اخی9 یعنی: "محصول معرفت، تحسس است". ـ این مطلب را به عنوان یک نتیجه در ذهن داشته باشید و ما در آینده با این نتیجه، کار داریم ـ یعقوب(ع) متوجه این معرفتی که از جانب یوسف بر او جاری می‌شد، گردیده بود. یکبار، دوبار، با اینکه نابینا بود ولی نتیجه می‌گرفت و نتیجه‌های دقیقی هم می‌گرفت و اسم این نتیجه‌گیری‌های او "معرفت" است. او به وجود یوسف، به زنده بودن یوسف و به مکان یوسف معرفت دارد، لذا فرزندانش را روانه "مصر" می‌کند. نمی‌فرماید: بلند شوید و در کوچه و بازارها و در سرزمینهای مختلف، دنبال یوسف بگردید. وقتی می‌فرماید یا بنی اذهبوا فتحسسوا من یوسف و اخی او فرزندانش را روانه مصر و روانه دربار یوسف کرد. کاملا معلوم بود که او مطلب را گرفته است. دقت کنید! "او مطلب را گرفته است". او می‌داند راه چیست، او می‌داند مقصد کجاست، او می‌داند که "مقصود" در کدام "مقصد" وجود دارد. او می‌داند که یوسف در کجا است و فرزندانش را دعوت به "تحسس" می‌کند. پس تا اینجا این نتیجه را گرفتیم که معرفت مفهومی فراتر از علم است یعنی انسان علاوه بر اینکه ظواهر را می‌بیند و می‌شناسد، باید نتیجه هایی را نیز بگیرد و علاوه بر این نتیجه‌گیری‌ها، محصول آن "تحسس" است. محصولش: "جستجو کردن تا به مقصود رسیدن" است....