تبلیغات
نورالزهرا ( س ) - معرفت امام زمان ( عج ) قسمت هفتم
نورالزهرا ( س )

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : مجید جعفری

آخرین پست ها

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

معرفت امام زمان ( عج ) قسمت هفتم



بطور کلی، آیات قبل از ظهور، برای معرفت است. و اگر معرفت به این معنایی باشد که عرض شد به قیمت اصلی اش نزدیک است. آیات قبل از ظهوربه منظور "عذاب" نیست بلکه به منظور "معرفت" است، ولی اگر کسی بنا را بر معرفت نگذارد، در آن صورت آیات حوالی ظهور برای او به منزلة عذاب است و اگر در برخی ازآیات قرآن از ماجراهای بزرگ زمان ظهور با "واژه عذاب" یاد می‌شود، مثلا گفته می‌شود عذاب ادنی یا عذاب اکبر به این خاطر است. زیرا شخص نمی‌خواهد بنا را بر معرفت بگذارد. خب اکنون این معنا که مطرح شد را در آن حدیث بگذاریم که می‌فرماید: اگر کسی نسبت به امام زمانش معرفت پیدا کند دیگر دیر و زود شدن ماجرای ظهور برای او فرقی نمی‌کند. در آن صورت معنای آن حدیث به این صورت می‌شود که اگر کسی متوجه شود که امام زمان(عج) کیست و چگونه می‌شود به امام زمان وصل شد و راههای انتفاع از امام زمان چیست و عملاً از آن مجاری از امام(ع) انتفاع ببرد، چنین شخصی متنعم است و دیر و زود شدن ماجرای ظهور برای او فرقی نمی‌کند. یعنی گویا انگار او در زمان ظهور است، زیرا او در حال بهره بردن از امام(ع) است. خب اکنون می‌خواهیم ببینیم که آیا معرفت معنای قوی تر از این هم دارد؟ خُب، قبل از این که بخواهیم معنای قوی تر را مطرح کنیم، اجازه دهید برای واضح شدن بیشتر مطلب یکی دو آیه از قرآن را مطرح کنیم. ما گفتیم که معرفت یعنی "علم" به اضافه "یافتن ارتباطات"، یافتن راهها، "یافتن راههای رسیدن به مقصود" و محصول معرفت، حرکت به سوی مقصود است. خداوند در سوره محمد(ص) آیه5 و 6 می‌فرماید: سَیَهْدیهِمْ وَ یُصْلِحُ بالَهُمْ وَ یُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ ما خوبان را هدایتشان می‌کنیم و اموراتشان را هم اصلاح می‌کنیم و زمانیکه آنهابه بهشت وارد شده اند، تعجب می‌کنند و می‌بینند که نعمات بهشتی همان چیزهایی است که آنها از قبل نسبت به آن معرفت داشته اند و یا در آیه دیگری داریم که شهادت می‌دهند که اینها همان چیزهایی است که به ما وعده داده شده بود. بله در این آیات که نگاه می‌کنیم، ابتدا می‌بینیم که افراد "هدایت" می‌شوند و محصول هدایتشان "معرفت" است. هدایت به این معنا می‌باشد که انسان به صحنه "علم" داشته باشد و علاوه بر علم به صحنه، "راههای" موجود در صحنه را هم بداند، "خطرات" را هم بداند و بتواند "بهترین مسیر" را تشخیص دهد. این معنای هدایت است. و کسی که هدایت شده باشد به او "مُهتَد" گفته می‌شود. در اینجا ما عرض کردیم که افراد به بهشت "هدایت" می‌شوند و زمانی که به بهشت وارد می‌شوند، می‌بینند کاملاً به مقولات بهشتی معرفت دارند، پس در این آیه به کسی که هدایت شده باشد "عارف" گفته می‌شود. در حالیکه ما می‌دانیم به کسی که هدایت شده باشد، "مُهتَد" گفته می‌شود و نباید به او "عارف" گفته شود. لذا نتیجه دیگری را مطرح می‌کنیم و آن نتیجه‌گیری به این صورت است که واژه "عارف" همان معنای "مهتد" را ندارد و نباید داشته باشد. "معرفت" به معنای "هدایت" نیست و "عارف" نیز به معنای "مهتد" نیست و این دو واژه باید با هم تفاوت داشته باشند زیرا اگر این دو واژه به یک معنا بودند، باید با یک واژه در قرآن می‌آمدند. خب اکنون سئوال این است که تفاوت بین "مهتد و عارف" چیست؟ اگر کسی "علم به صحنه" داشته باشد، "راههای رسیدن به مقصود" را هم بداند، "خطرات" را هم بشناسد و در میان راهها و خطرات "بهترین و مناسبت ترین راه" را بشناسد، به او "مهتد" و به این ماجرا "هدایت" گفته می‌شود و اگر بخواهد این هدایت را به دیگران انتقال دهد به او "هادی" گفته می‌شود. ولی اگر کسی اینها را داشته باشد و علاوه بر اینها یعنی علاوه بر مهتد بودن، "به سمت مقصد نیز حرکت کند" و در این راه "ثمره" بگیرد، در این صورت به او "عارف" گفته می‌شود. اگر انسان هدایتش را بالفعل کند یعنی عملا در مسیر هدایت حرکت کند و به مقصود برسد، چنین شخصی "اهل معرفت" است.