تبلیغات
نورالزهرا ( س ) - معرفت امام زمان ( عج ) قسمت هشتم
نورالزهرا ( س )

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : مجید جعفری

آخرین پست ها

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

معرفت امام زمان ( عج ) قسمت هشتم

شاید سئوال کنید که آقا! شما این معنا را از کجا آورده‌اید؟ آیا این معنا صحت دارد یا نه؟ عرض می‌کنم: در شروع معنای معرفت ما ابتدا "واژه عالِم" را مطرح کردیم و سپس گفتیم "عارف" با "عالِم" تفاوت دارد یعنی عارف چیزی فراتر از عالم را دارد، سپس صحبت از "مهتد" کردیم و گفتیم که "عارف" از "مهتد" هم چیزی فراتر دارد و گفتیم که عارف کسی است که از مسیرهدایت حرکت کند و به مقصود برسد. آیا این معنا درست است؟ برای پاسخ به این سئوال، این معنا از معرفت را در همان آیات و احادیث قرار می‌دهیم. در حدیث داشتیم که من عرف نفس فقد عرف ربه کسی که نسبت به خودش معرفت پیدا کند نسبت به رب خود هم معرفت پیدا کرده است. آیا این معنا برای این حدیث مناسب است؟ در حدیث دوم داشتیم که من عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر کسی که نسبت به حضرت زهرا(س) معرفت داشته باشد آن هم به صورتی که حق معرفت ایشان است، او شب قدر را درک کرده است.

می‌بینیم چقدر جالب! اگر انسان معرفت را "هدایتِ به محصول رسیده" معنا کند، با توجه به این معنا می‌تواند قیمت این حدیث را متوجه شود. بله، کسی که حضرت زهرا(س) را بشناسد،طرق وصل شدن به ایشان راهم بشناسد، موانع وصل شدن به ایشان را هم بشناسد، بهترین راه وصل شدن و انتفاع بردن از حضرت زهرا(س) را بشناسد ـ تا اینجا می‌شود مهتد ـ هدایت شده و علاوه بر اینها، از آن بهترین مسیر حرکت کند و به حضرت زهرا(س) برسد و از ایشان بهره ببرد، چنین شخصی پیوسته در شب قدر است و بلکه باید پرسید که چنین شخصی در چه زمانی در شب قدر نیست؟! بهرة چنین شخصی از حضرت زهرا(س) در شب قدر بسیار زیاد است و واقعاً می‌توان گفت که چنین شخصی شب قدر را درک کرده است. خب تا این‌جا معنای معرفت را مطرح کردیم با این توضیح که معرفت "درجات" دارد. گفتیم درجه اول معرفت یعنی "آشکار شدن"، این درجه از معرفت یک چیزی شبیه "علم" است. درجه دوم معرفت عبارت از "علم" به اضافة تطبیق دادن و نتیجه گرفتن و یافتن ارتباطات" است و همینطور جلو آمدیم و معنای معرفت را کامل‌تر کردیم تا به درجه‌ای رسیدیم که در این درجه، معنای معرفت عبارت است از: عالم مهتد عامل و این درجه از معرفت ـ یعنی عالم مهتد عامل ـ همان درجه‌ای است که در ماجرای یعقوب(ع) بود که ایشان با چند نشانه متوجه شد. در سوره یوسف(ع) آیه 62 داشتیم: وَ قالَ لِفِتْیانِهِ اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ فی رِحالِهِمْ لَعَلَّهُمْ یَعْرِفُونَها یوسف(ع) به خادمانش گفت که اموال برادرانم را در بار ایشان بگذارید شاید معرفت پیدا کنند. و این کلام یوسف(ع) یعنی لَعَلَّهُمْ یَعْرِفُونَها اِعمال شد ولی تنها کسی که مشمول این معرفت شد و تنها کسی که عارف به این معرفت شد فقط و فقط یعقوب(ع) بود. یعقوب(ع) واجد این معرفت شد یعنی هم "شناخت"، هم "راهها را متوجه شد" و هم فرزندانش را دعوت "به حرکت" کرد، لذا فرمود بلند شوید و به دنبال یوسف(ع) بروید. این معرفت یعقوب(ع) با سه واژه پیاپی معنا می‌شود: "عالمٌ مهتدٌ عامل". ولی آن میزان از معرفتی که در ارتباط با امام زمان مورد نیاز ما می‌باشد این است که انسان هم "عالم" باشد، هم "مهتد" باشد، هم "عامل" باشد و هم "واصل" باشد یعنی عاملٌ مهتدٌ عاملٌ واصل. یعنی وصل شود و بهره ببرد. واقعاً بهره ببرد. چنین شخصی قیمت دارد.....