تبلیغات
نورالزهرا ( س ) - معرفت امام زمان ( عج ) قسمت یازدهم
نورالزهرا ( س )

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : مجید جعفری

آخرین پست ها

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

معرفت امام زمان ( عج ) قسمت یازدهم

ما باید نسبت به آیات آخرالزمان و آیات قبل از ظهور، "علم" داشته باشیم، "مهتد" باشیم یعنی در این صحنه‌ها "راههای رسیدن به مقصود" را بشناسیم، راههای پس زدن موانع و رسیدن به مقصود را بشناسیم. باید "عامل" باشیم و از آن راهها حرکت کنیم و در فتنه دجال گیر نکنیم. صرفاً نگوییم که راه را بلد هستیم، بلکه باید از آن راهها حرکت کنیم، دجال و دجالیان را پس بزنیم و به سمت ظهور جلو برویم و "واصل" باشیم و "بهره مند" باشیم و "مجرای ظهور" باشیم. محصول نهایی ما در آن صحنه‌ها برپایی ظهور باشد نه اینکه فقط دنبال این باشیم که گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم. بله، تا اینجای کلام، چند درجه برای معرفت را مطرح کردیم و آخرین درجه معرفت این درجه‌ای بود که در انتهای کلام عرض کردیم.

اما در قرآن چهار آیه وجود دارد که حاکی از "معرفت از طریق سیما" است. ما این را هم یک توضیح مختصر بدهیم و دست نوشته را خاتمه دهیم. اولین آیه در سوره اعراف آیه 46 است: وَ بَیْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَی اْلأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسیماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ در روز قیامت زمانی که بهشتیان در بهشت و جهنمیان در جهنم قرار داده می‌شوند ـ یعنی یک چیزی فراتر از روز قیامت است و بعد از روز قیامت ـ آن جایی که بین بهشت و جهنم حجابی قرار داده می‌شود و اهل بهشت و اهل جهنم کسانی را می‌بینند که بر فراز حجاب هستند. کسانی آنجا هستند که می‌توان از سیمایشان به آنها معرفت داشت. و با توجه به اینکه هرچه در نشئات جلوتر برویم، معانی ظاهر تر می‌شود ـ این یک اصل است که هر چه در عوالم بالاتر برویم و هر چه در نشئات جلوتر برویم معانی ظاهر تر می‌شود مفاهیم ظاهرتر می‌شود ـ این آیه حاکی از معرفت در بین بهشت و جهنم است. لذا یکی از ظاهرترین معانی معرفت باید در این آیه نهفته باشد. در اینجا ما معنای "آشکار" را برای واژه "معرفت" به کار نبریم. یعنی نگوییم که باطن "رجال الاعراف" از ظاهر شان "آشکار" است.زیرا جایگاه، جایگاه ظهور بیشتر معرفت و جایگاه درجات بیشتر معرفت است. معنای "علم و ایمان" را نیز به عنوان معنای معرفت مطرح نکنیم. یعنی نگوئیم که اصحاب بهشت و اصحاب جهنم این افراد را می‌بینند و می‌گویند بله ما ایشان را شناختیم و به ایشان ایمان داریم. زیرا این معنا برای این ماجرا یعنی برای یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسیماهُمْ ضعیف است. در اینجا معنای سوم معرفت را نیز مطرح نکنیم یعنی نگوئیم که معرفت به معنای "علم و یافتن ارتباطات" بین اجزاء و اشیاء است زیرا در آن صورت معنای این آیه به این صورت می‌شود که زمانی که اصحاب بهشت "رجال الاعراف" را می‌بینند می‌گویند: بله اینها را شناختیم، اینها اهل بیت(ع) هستند، اینها ما را تغذیه کرده‌اند، اینها راه را نشان داده‌اند، اینها کمکمان کرده‌اند، ما مدیون این بزرگواران هستیم. ما اگر معرفت را تا این درجه یعنی تا درجه سوم معنا کنیم، محصول معرفت ما در قبال رجال الاعراف، "ذکر نعمت و شکر نعمت" می‌باشد و این معنا ضعیف است. اگر ما قوی ترین معانی معرفت را برای این آیه مطرح کنیم و قوی ترین درجات معرفت را در این آیه بیاوریم آن موقع معنای این آیه به چه صورت می‌شود؟ در احادیث داریم که رجال الاعراف اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هستند....