تبلیغات
نورالزهرا ( س ) - ولایت مطلقه مقام معظم رهبری ( ایده الله تعالی ) قسمت پایانی
نورالزهرا ( س )

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : مجید جعفری

آخرین پست ها

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ولایت مطلقه مقام معظم رهبری ( ایده الله تعالی ) قسمت پایانی

ثانیاً: همه مقولات جامعه اسلامی قائم به ولیّ آن جامعه قرار داده می شود

ببینید! وقتی خداوند نظر رحمت و لطفش بر مردم و جامعه ای تعلق گیرد. شخصی را به عنوان خلیفه و مجرای ولایت خویش بر آنها می گمارد و از طریق آن شخص جامعه را در مسیر الهی به سمت اهداف مد نظر خویش ولایت می کند. یعنی آن شخص که خلیفه و مجرای ولایت است متصل به الله بوده و همه جامعه و مقولات مختلف آن باید از طریق این شخص متصل به الله شوند. یعنی خدا همه چیز را قائم به این شخص قرار می دهد. به همین دلیل حاکم اسلامی و ولیّ جامعه مورد تأیید و نصرت الله و خلیفةالله است.

ثالثاً: ولایت حاکم الهی مطلقه است!

یکی از موضوعاتی که خداوند در قرآن برای حاکم اسلامی معرفی می کند آزادی و اختیار عمل او در حیطۀ خویش است. یعنی ولایت آن فرد را در محدوده تحت حکومتش مطلقه قرار می دهد. به عنوان مثال وقتی در مورد ذوالقرنین(ع) صحبت می کند می فرماید: «یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمّا أَنْ تَتَّخِذَ فیهِمْ حُسْنًا»؛[4] ای ذوالقرنین! ‏خواه آنان را مجازات کن، و یا روش نیکویی در مورد آنها انتخاب نما! و نیز در مورد سلیمان(ع) نیز می فرماید: «فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ»؛[5] (به هر کس) می خواهی ببخش (و از هر کس)می خواهی امساک کن، حسابی بر تو نیست!

با توجه به این موضوع که ولایت حاکم الهی مطلقه است، همه ارکان و مقولات کلی و جزئی محدودۀ نظام و حکومت اسلامی، در اختیار ولیّ جامعه بوده و بر اساس رأی و نظر او باید شکل گرفته و جریان داشته باشد. این موضوع شامل حال جامعه اسلامی ما نیز باید باشد. ما در این زمانه با مقولۀ حکومت طرف هستیم، با مقولۀ ولایت طرف هستیم؛ همه امور کلی و جزئی این مملکت و حکومت باید قائم به ایشان باشد. حتی مرجعیت فقهی نیز باید به عنوان یکی از این مقولات، قائم به ولیّ جامعه باشد نه مستقل از آن! ولیّ جامعه باید تعیین و تأیید کنند که چه شخص یا اشخاصی مرجع فقهی باشند! 

اگر حاکم و ولیّ جامعه بفرمایند امروز روز عید فطر است، رأی و نظر ایشان مورد تأیید خداوند و خلیفۀ خداوند امام(ع) است. اگر کسی بفهمد حکومت اسلامی یعنی چی و ولایت مطلقه یعنی چی، و خود را ملتزم به آن بداند نباید تمرّد کرده و روز دیگری را معین کند. حاکم اسلامی در جایگاه ولایت هستند، اعمال ولایت می کنند، مورد تأیید و نصرت امام(ع) هستند، و همگان موظف به هماهنگی با ایشان هستند. نباید هر کسی به هر بهانه بلند شود و بگوید به این دلیل مرجعیت فقهی مستقل از محدوده حکومت است، حوزه های علمیّه مستقل از حکومت است و ... . نخیر! معنی ندارد مقوله ای در حیطۀ جامعه اسلامی و امت اسلامی باشد اما مستقل از حاکم و ولیّ آن جامعه مشی کند!!! اینطور رفتارها و گفتارها حاکی از عدم فهم صحیح ولایت و حکومت است. این نوع فرهنگ ها حاکی از تکبّر نسبت به ولیّ فقیه و حاکی از شأن قائل شدن برای خود است! مگر دیانت این افراد عین سیاستشان نیست؟ (شاید هم این جمله را فقط برای عوام می گویند!!!!!!!!)

در جامعه اسلامی در همه زمینه ها باید با ولی فقیه هماهنگ و تسلیم و تابع محض ایشان بود. این موضوع جای غفلت یا شوخی ندارد ...!

ما به زبان می گوییم که مقام معظم رهبری(ایده الله تعالی) ولی فقیه هستند. رهبر جامعه هستند، حاکم جامعه هستند، فصل الخطاب هستند و .... خیلی خب! اما در مقام عمل چه می کنیم؟ آیا واقعاً عملاً هم به این اعتقاد پایبند هستیم؟ آیا جامعه شیعه نباید همچون ملت واحده تحت ولایت رهبر معظم انقلاب حرکت کند؟ آیا در این 32 سال حکومت اسلامی خواص سیاسی و مذهبی مردم را در این زمینه آگاه و روشن کردند؟ آیا کارنامۀ عملی خواص جامعه مؤیّد این ماجرا هست؟! در حدیث داریم که «الناس علی دین ملوکهم»؛ مردم پیرو دین بزرگان و خواصشان هستند. اگر این همه کاستی و قصور در متن جامعه نسبت به حکومت اسلامی و جایگاه ولی فقیه وجود دارد، مسئول این ماجرا کیست؟

انشاءالله که خداوند توفیق فهم صحیح و رفتار صحیح در قبال مقام معظم رهبری(ایده الله تعالی) را به همه ما عطا بفرمایند ...

 


[1] در آنجا ثابت شد که ولایت (و قدرت) از آن خداوند بر حق است! اوست که برترین ثواب، و بهترین عاقبت را (برای مطیعان) دارد!

[2] بقره 256- خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‏اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‏برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‏برند ...

[3]  --- النساء  59- یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ اْلآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.

المائدة  55- إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ

سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند؛ همانها که نماز را برپا می‏دارند، و در حال رکوع، زکات می‏دهند.

 [4] کهف 86-88 : حَتّی إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فی عَیْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْمًا قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمّا أَنْ تَتَّخِذَ فیهِمْ حُسْنًا

تا به غروبگاه آفتاب رسید؛ (در آن جا) احساس کرد (و در نظرش مجسّم شد) که خورشید در چشمه تیره و گل‏آلودی فرو می‏رود؛ و در آن جا قومی را یافت؛ گفتیم: «ای ذو القرنین! آیا می‏خواهی (آنان) را مجازات کنی، و یا روش نیکویی در مورد آنها انتخاب نمایی؟»

قالَ أَمّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلی رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذابًا نُکْرًا

گفت: «اما کسی را که ستم کرده است، مجازات خواهیم کرد؛ سپس به سوی پروردگارش بازمی‏گردد، و خدا او را مجازات شدیدی خواهد کرد!

وَ أَمّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحًا فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنی وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا یُسْرًا

و اما کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشی نیکوتر خواهد داشت؛ و ما دستور آسانی به او خواهیم داد.»

 [5] ص 39