تبلیغات
نورالزهرا ( س ) - ولیّ فقیه منصوب از جانب امام زمان(عج)
نورالزهرا ( س )

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : مجید جعفری

آخرین پست ها

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ولیّ فقیه منصوب از جانب امام زمان(عج)

«ولیّ فقیه منصوب از جانب امام زمان(عج)»

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و توکلت علی الله و اعتصمت بحبل الله

صحبت را از اینجا آغاز می کنم که مقام معظم رهبری(ایده الله تعالی) بارها در حساسترین موقعیت های جمهوری اسلامی در خطبه های نماز جمعه و در جمع نمازگزاران، چند کلامی خطاب به امام زمان(عج) اینچنین دردِ دل می کنند: «یک خطاب آخری هم عرض کنم، خطاب به مولامان و صاحبمان حضرت بقیة الله ارواحنا فداه: ای سید ما! ای مولای ما! ما اونچه باید بکنیم انجام می دیم، اونچه باید گفت هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این رو هم خود شما به ما دادید، همه اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد. اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولای ما دعا کن برای ما! صاحب ما تویی! صاحب این کشور تویی! صاحب این انقلاب تویی! پشتیبان ما شما هستید! ما این راه را ادامه خواهیم داد، با قدرت هم ادامه خواهیم داد، در این راه ما رو با دعای خود، با حمایت خود، با توجه خود پشتیبانی بفرما ...» این صحبت هر چند کوتاه، اما بسیار دقیق، عمیق و عظیم است. ولی چرا کسی نسبت به این ماجرا که به زعم بنده مهمترین بخش از سخنان ایشان و عصارۀ وجودی و شاکلۀ ایشان است، به نحو شایسته نمی پردازد و مانند خیلی از صحبت های دیگر ایشان، تنها در حد حال و هوا و اشک ریختن اکتفا می شود.

مقام معظم رهبری در صحبت هایشان امام(ع) را به عنوان صاحب ما و صاحب کشور و انقلاب معرفی می نمایند. این موضوع به عنوان شعار و یا از سر احساسات نیست، بلکه حقیقتی عظیم است که امام خمینی(ره) نیز در موارد متعدد به آن اشاره کرده بودند[1] و این همان ماجرای عظیمی است که نه تنها بدخواهان، بلکه بسیاری از خودی ها و حتی بزرگان از آن غافل اند و یا نسبت به آن بی اهمیت می باشند. زیرا پذیرفتن و ایمان به این ماجرا تبعاتی دارد و رفتارهای در قبالی می طلبد که هر کسی از عهده ی آن بر نمی آید.

وقتی امام زمان(عج) صاحب این مملکت باشند، پس تمام این مملکت باید قائم به ایشان باشد و پیوسته خواست ایشان در این کشور جاری باشد. حرکت دهنده، پیش برنده و قافله سالار این مجموعه باید امام(ع) باشد و اگر این مجموعه و این نظام به امام متصل نباشد، چیزی جز رکود، آفت زدگی و تشتّت در افکار، کلام و گفتارمان نخواهیم داشت. در این صورت اگر این کشور مسیری را هم طی کند، مسیر مدّ نظر خداوند نخواهد بود!

الان ما ایمان داریم و ادّعا می کنیم که مملکتمان، مملکت امام زمان(عج) است، چگونه به امام متصل هستیم؟ و به چه نحو طبق خواست امام حرکت می کنیم؟ و چگونه بر مسیر مدنظر اهل بیت(ع) حرکت داده می شویم؟ در کشور ما مسیر حرکت و روش حرکت را رهبری جامعه تعیین می کنند، اگر ایشان منصوب از جانب امام(ع) نباشند، یعنی جامعه ای جدای از امام، یعنی جامعه ای غرق در تفکرات، اهداف و مسیرهای خود ساخته!

اما سؤال پیش می آید که بالاخره ولیّ فقیه منصوب از جانب امام(ع) هستند یا منتخب مجلس خبرگان؟ به چندین دلیل عقلی و نقلی ولیّ فقیه منصوب از جانب مجلس خبرگان نیست. اولاً اینکه اگر ولیّ فقیه منتخب و منصوب از جانب مجلس خبرگان باشند، قداست ولی فقیه و نیز قداست نظام اسلامی زیر سؤال می رود، به دو دلیل. دلیل اول اینکه مجلس خبرگان را مردم انتخاب می کنند نه امام زمان(ع)؛ و دلیل دوم اینکه اگر مجلس خبرگان ولیّ فقیه را انتخاب و بر ایشان نظارت کنند، پس باید شأن این بزرگواران بالاتر از شأن ولیّ فقیه باشد تا بتوانند به درستی بر کار ایشان نظارت کرده و مثلاً در صورت عدم صلاحیت، ایشان را عزل و شخص دیگری را به عنوان ولیّ فقیه انتخاب کنند.

از طرف دیگر مقولۀ ولایت و انتصاب ولیّ امر مسلمین موضوعی نیست که بتوان آن را انتخاباتی و یا شورایی کرد، بلکه انتصاب ولیّ امر مسلمین از جانب امام زمان(عج) و از مجرای وجود ایشان، از جانب خداست. هر جا در قرآن صحبت از ولایت می شود[2]، خداوند آن را به خودش نسبت می دهد و هیچگاه انتصاب ولیّ جامعه را به دیگران نسپرده است.  آیا برای یک شیعه پذیرفتنی است که در نظام اسلامی که بر پایۀ تشیّع شکل گرفته، در جایی که امام حیّ زمانه(عج) صاحب نظام و صاحب همه چیز ما هستند، نائب ایشان را خودمان انتخاب کنیم؟ پس معنای تشیّع چه می شود؟ شیعه یعنی کسی که پیوسته به امامش متصل است و مدام خود را با خواست امامش هماهنگ می کند.

سؤال دیگری مطرح می شود که مگر خود مقام معظم رهبری(ایده الله تعالی) نفرمودند که رهبری را نیز با واسطه، مردم انتخاب می کنند؟ اینجاست که باید بگوییم وای بر ما! چقدر بد رفتار کرده ایم و چقدر در قبال نماینده امام زمان(عج) برای خودمان شأن قائل شده ایم که به ما بگویند ولیّ فقیه را نیز خود شما انتخاب می کنید. چقدر دنبال حرف غربی ها راه افتاده ایم و برای اینکه آنها را ساکت کنیم و یا خدای نکرده برای اینکه آنها را راضی کنیم، پرچم مردم سالاری را علم کردیم! تا جایی که مقام معظم رهبری(ایده الله تعالی) لگام «دینی» را به مردم سالاری ما زدند و به ما فهماندند اگر مردم سالاری می خواهید، باید در محدوده دین باشد، باید در مسیر رفتار در قبال خدا و ولیّ خدا باشد.

جامعۀ شیعه باید دنبال امام سالاری باشد نه مردم سالاری. همه باید سرسپرده امام و پیشوای خود باشند، نه اینکه از خودشان رأی و نظر داشته باشند. در قضایای اخیر کشور چه اتفاقاتی افتاد و رفتارهای ما چقدر ضعیف بود که مقام معظم رهبری(ایده الله تعالی) نسبت به همه خطباء و صاحب نظران و تحلیلگران و مطبوعات و ... اعتراض می کنند که چرا خلاف رفتار می کنید و غیر واقع تحلیل و تشریح می کنید!

ای شیعیان بیایید خودمان را درون ماجرای آدم(ع) قرار دهیم. ابلیس(لعنت الله علیه) کسی بود که سالها عبادت خدا را کرده بود. به حدّی لطیف شده بود و خدا را عبادت می کرد که خداوند سنخیت او را تغییر و در زمرۀ ملائک مقرب قرارش داده بود، اما وقتی ماجرای جعل خلیفه پیش آمد و امر به اطاعت از ولیّ خدا یعنی آدم(ع) شد، دیگر نتوانست رفتار نشان دهد و برای خودش شأن قائل شد و سقوط کرد.[3] خداوند در قبال ولیّ خود بسیار غیور است و با هیچ احدی شوخی ندارد. ما باید بسیار مواظب رفتارهایمان باشیم. نکند زمانی برسد که خود را در کنار ولیّ فقیه قرار دهیم و به خود جرأت نصیحت، توصیه و حتی انتقاد از رهبری را بدهیم. حداقل رفتار در قبال ولیّ اطاعت است و هر کسی در هر جایگاهی که باشد مأمور به این رفتار است. اگر همه خود را مُلزم به این رفتار کنند، دیگر اختلاف سلیقه و اختلاف نظر نخواهیم داشت.

اینکه چه کسی به عنوان ولیّ فقیه قرار داده می شود و باید چه خصوصیاتی داشته باشد به ما ارتباطی ندارد! نیاییم خصوصیاتی را شرط ولایت قرار دهیم که هر کس و ناکسی به این مَنصب دست اندازی کرده و خود را شایسته و مستحق این منصب بداند. اصلاً اگر امام(ع) بخواهند ولایتشان را از مجرای یک بچۀ پنج ساله جاری کنند و او را ولیّ جامعه قرار دهند، آیا ما حق اعتراض داریم؟ زمانی که رسول الله(ص) اُسامۀ هجده ساله را به عنوان فرماندۀ لشکر منصوب کردند[4]، حتی سلمان(ره) اعتراض نکرد و بلکه کاملاً بنا را بر حرف شنوی از ایشان گذاشت.

خدای نکرده رفتار ما شبیه رفتار قوم طالوت(ع) نباشد که به پیامبرشان اعتراض کردند، شخصی را بر ما قرار داده ای که چنین و چنان است؟[5] ما مؤظف به اطاعت و تبعیت از ولیّ باشیم، نظارت بر ایشان با خود امام(ع).

عزیزان در صحنه های پیش رو بزرگترین امتحان، رفتار در قبال ولایت است. برویم آیات قرآن و احادیث را دنبال کنیم ببینیم چه رفتارهایی برای خدا قیمتی تر جلوه می کند؟ پرداختن به وضعیت اجتماعی، اقتصادی مردم یا پرداختن به سایر مقولات دینی یا رفتار در قبال ولیّ؟ اصلاً تمام مشکلات و سختی ها ناشی از این است که هر کسی برای خود رأی، نظر و تفکری دارد که می خواهد آن را بر سایرین تحمیل کند. اما اگر کل یک مجموعه به یک نقطه متصل باشند و آن نقطه مدّ نظر خداوند باشد، آنگاه تمام درهای رحمت الهی به روی آن جمع باز خواهد شد.[6]

تا زمانی که شأن رهبری در جامعه ما این گونه باشد که ایشان هم منتخب مردم هستند! و جایگاه رهبری حتی در بین بزرگان ما به عنوان دوست و رفیق می باشد بر سر کوچکترین مسائل کشور، همچون رؤیت هلال ماه در جامعه شیعه چند دستگی و تفرقه غوغا می کند! چه برسد زمانی که خداوند صحنه ای مانند انتخابات را رقم بزند و همه بخواهند فقط از رهبری اطاعت کنند. چرا نباید همه شیعیان از بالاترین تا پایین ترین افراد، خود را مطیع رهبری و سرسپرده و تحت اطاعت امر ایشان بدانند؟ اگر اینگونه نیست پس به چه نشانی شیعه هستیم؟!

به امید روزی که همه ی شیعیان یک صدا بانگ امام سالاری سر دهند و با حرف شنوی از ولیّ امر خود مقام معظم رهبری(ایده الله تعالی)، حرکت در مسیر برپایی حکومت حقّۀ اهل بیت علیهم السلام را به سرعت و در کمال آرامش و امنیت طی کنند.

اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

 


[1] من امیدوارم که این کشور با همین قدرت که تا اینجا آمده است و با همین تعهد وبا همین بیداری که از اول قیام کرده است وتا اینجا رسانده است، باقی باشد تا انشاء الله صاحب اصلیش بیاید و ما و شما و ملت ما، امانت را به او تسلیم کند./ صحیفه نور ج15 ص 230

 [2] [کهف44] ص298- هُنالِکَ الْوَلایَةُ لِلّهِ الْحَقِّ هُوَ خَیْرٌ ثَوابًا وَ خَیْرٌ عُقْبًا

در آنجا ثابت شد که ولایت  از آن خداوند بر حق است! اوست که برترین ثواب، و بهترین عاقبت را (برای مطیعان) دارد!

 [3] [إسراء61] ص288- وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا ِلآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلیسَ قالَ ءَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طینًا

(به یاد آورید) زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیس که گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریده‏ای؟!»

[إسراء62] ص288- قالَ أَ رَأَیْتَکَ هذَا الَّذی کَرَّمْتَ عَلَیَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ َلأَحْتَنِکَنَّ ذُرّیَّتَهُ إِلاّ قَلیلاً

(سپس) گفت: «به من بگو، این کسی را که بر من برتری داده‏ای (به چه دلیل بوده است؟) اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذاری، همه فرزندانش را، جز عده کمی، گمراه و ریشه‏کن خواهم ساخت!»

[4] قال رسول الله (ص): جهزوا جیش اسامه، لَعَنَ الله مَنْ تَخَلَّفَ عَنْ جَیْشِ اُسامه. لشکر اسامه را تجهیز کنید لعنت خداوند بر هرکه از لشکر اسامه تخلف کند.

[5] [بقره247] ص40- وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ مَلِکًا قالُوا أَنّی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّهُ یُؤْتی مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ

و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند (طالوت) را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‏تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‏بخشد؛ و احسان خداوند، وسیع است؛ و (از لیاقت افراد برای منصب‏ها) آگاه است.»

 [6] [اعراف96] ص 163- وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ

و اگر اهل شهرها و آبادیها، (به ولیّ الهی خویش) ایمان می‏آوردند و (در قبال او) تقوا پیشه می‏کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می‏گشودیم؛ ولی (آنها وی را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.